حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

117

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

نام‌هاى عمر اترارى ، جمال مراغى ، فخر الدين ديزكى بخارى و امين الدين هروى قرار داشته‌اند . طبق نقل جوزجانى ، اين كاروان مشتمل بر پانصد شتر بوده است . مأموريت كاروان ، خريد پوشاكى بوده كه چنگيز براى سپاهش نياز داشته است . پانصد شتر حامل طلا ، نقره ، حرير چينى ، پوست خز قيمتى و . . . كه در بلاد چنگيز به وفور يافت مىشده ، بوده است تا آنها را بفروشند و پول آن را به طلا و نقره گروهى اعزامى بيفزايند و سرانجام نياز پوشاكى ارتش را تأمين كنند . اين كاروان بزرگ به راهش ادامه داد تا به شهر « اوترار » اولين شهر سرزمين خوارزم رسيد . حضور كاروان در شهر به قدرى بارز و مشخص بود كه فرماندار اين شهر را به توقيف آن و گزارش جريان به محمد بن تكش خوارزمشاه مجبور نمود . زيورآلات فراوانى كه كاروان حامل آن بود ، محمد تكش خوارزمشاه را به قدرى شگفت‌زده كرد كه دندان طمعش را براى مصادره آن تيز نمود . ازاين‌رو پيكى نزد فرماندار اوترار فرستاد كه تمامى مردان كاروان را به قتل برساند و تمامى اموال آنان را مصادره كرده ، براى او ارسال كند . فرماندار اوترار هم تمامى افراد كاروان را به قتل رساند و اموال آنها را مصادره كرد و براى خوارزمشاه ارسال نمود . او هم بلافاصله آنها را به بازرگانان بخارا و سمرقند فروخت . طبيعى است اين رفتار خوارزمشاه ، خشم چنگيز خان را برانگيزد و در صدد انتقام‌گيرى از وى برآيد . ازاين‌رو گروهى را به فرماندهى فرزندش روانه كرد كه با خوارزمشاه برخورد سنگينى كردند . كشت‌وكشتار سه روز و سه شب ادامه يافت و كشته‌هاى خوارزمشاهيان به بيست هزار نفر رسيد . دو گروه همچنان مقاومت مىكردند و هيچ يك حاضر به تسليم و قبول شكست نبود . به